ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

سفرنامه

1391/3/18 12:45
نویسنده : ندا
360 بازدید
اشتراک گذاری

شنبه 13خرداد با خانواده ی عمو حافظ رفتیم  سفر ، تالش و نواحی اطراف... کمی حال ندار بودی و واسه همین زیاد تمایل به سفر نداشتم ... با هدیه دختر عموت حسابی بهت خوش گذشت و از دیدن حامد پسر عموت ذوق می کردی، بین راه به اندازه ای آب خوردی که صبح یکشنبه پف کرده بیدار شدی...

یکشنبه رفتیم ییلاق، جاده ی توریستی اسالم خلخال ،خیلی خوش گذشت، دیدن دشتهای شقایق  فوق العاده بود، ولی اعصابم خرد شد، متاسفانه مردم بی خردانه شقایقها رو چیده بودن و برای تزیین ماشینهاشون استفاده می کردن، غافل از اینکه این کارشون چه ضربه ای بر طبیعت رویش این گلهای زیبا می زنه ...هوا در دل این گرما حسابی خنک بود، با کمبود لباس مواجه شدیم، دیگه هر چی لباس تو ساکت داشتم تنت کردم...

1

2

برای فرار از سرما چند باری سوار ماشین شدم و اونجا نگهت داشتم، اینجا هم بغل هدیه ای و داری باهاش بازی می کنی...

3

4

5

بعد از صرف ناهار رفتیم آب گرم خلخال، البته من داخل نرفتم، در راه برگشت یکی از سخت ترین شبهای زندگیمو تجربه کردم، حدود نیم ساعت بیشتر یه ریز گریه کردی، جیغ کشیدی، کلا باعث شدی حسابی نگران بشیم و بترسیم، حتی تو جمع باعث گریه ی مامان هم شدی... فکر کنم به احتمال زیاد دل درد داشتی...

دوشنبه رفتیم آستارا، بعد از کمی خرید کنار ساحل نشستیم و از نسیم خنکی که می وزید لذت بردیم...

6

7

8

از آستارا برای پسرعموت پارسا جون این کره اسب کوچولو رو هدیه گرفتی...

9

10

پسرعموها، حامد، پارسا و ابوالفضل

زن عمو سحر زحمت کشید و موهاتو مرتب کرد، خیلی نانازی شدی... اینجا هم بغل زن عمو رقیبه هستی که در حالت ساکت کردنت هستن...

11

خونه ی عمو مهدی حسابی با پارسا بازی می کردی و بهت خوش می گذشت...

12

و این هم خستگیه آخر شب...

14

سه شنبه رفتیم بام تالش، خیلی خیلی زیبا ، بکر و فوق العاده بود، تو یه آلاچیق اتراق کردیم و از طبیعت لذت بردیم...

تالش

هشت بر

15

 

16

پارسایی

بابا

این تی شرت هم که تن باباییه برای روز پدر شما واسه بابا هدیه گرفتی

راستی بابایی و باباجون روزتون مبارک

17

در حال خوردن گوشیه بابا

18

19

نوش جونت عزیزم

در راه برگشت تو جنگلهای حفاظت شده، یه گوزن دیدیم، این اولین بار بود که با هم گوزن می دیدیم...

20

2122

بعد هم رفتیم کارتینگ که شما خواب بودی و من از ماشین پیاده نشدم...

چهارشنبه ظهر هم به سمت خانه برگشتیم...تا آخرین لحظه خونه ی عمو داشتی شیرین کاری می کردی ...

قربونت برم

در کل سفر خوبی بود و بهت خوش گذشت

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (10)

خاله منا
18 خرداد 91 21:28
خوشحالم از اینکه سفر بهتون خوش گذشت خواهر عزیزم... ایشاالله همیشه سفرهای خوشی رو در زندگی تجربه کنین...
واقعا عکس ها فوق العاده بود مشخص بود که صحنه به صحنه رو شکار کرده بودی مثل همیشه...
خیلی دوستتون دارم... به امید دیدارتون


فدای عزیزم بشم من
منا دلم برات تنگ شده اساسی
مامان آریام
18 خرداد 91 22:35
خوشگل خاله ایشاالله همیشه به گردش و سفرهای خوب باشی و تو سفرهای بعدی کاملا سرحال و قبراق مدل جدید موهات هم خیلی برازندت شده مبارکت باشه عکس خوابت از همه قشنگتر شده گرچه همشون قشنگ بودند


ممنونم عزیزم
لطف داری
مامی مائده
19 خرداد 91 0:05
همیشه به گردش و تفریح


قربونت برم
مامانی
19 خرداد 91 3:54
سلام مامانی
بروزم با سرماخوردگی


سلام
فدای تو
چرا سرما؟
مریم خاله
19 خرداد 91 14:10
سلام خاله جونم
خیلی خوشحالم که به همتون خوش گذشته
انشالله که همیشه ی خدا خوش باشین
خیلی دوستت دارم
عکسات هم فوق العاده افتادن
روز بزرگ شدنت انشالله
کوتاه کردن موهای قشنگت هم مبارک باشه



سلام
ممنونم خاله ای
تو خوشگل و خیلی ماهی
مریم خاله
19 خرداد 91 14:30
خاله مثل خواجه عبدلله انصاری سفرنامه داره...
هوووووووورا


ای جان خاله
عمه زهرا
19 خرداد 91 21:28
انشاا.. همیشه خوش باشی
وجاهای بیشتری سفر کنی
عکسات هم مثل خودت فوق است
جیگر موهای قیچی خوردت خیلی بهت میاد
خیلی دوست دارم تا بعد.....


ایشاالله دفعه ی بعد با هم
مرسی عمه جون
مامان جون
21 خرداد 91 0:11
جیگر انشاا.. سفر ماه عسل بری



مرسی مامان جون
مامان ماهان
21 خرداد 91 0:54
به به همیشه به گشت و گذار عزیزم
موهات مبارکه ابوالفضل جون
حسابی شیطون شدیاااااااااااااااااا



ممنون
حسابی شیطون شده
مریم مامان عسل
22 خرداد 91 3:45
به به!
همیشه به گردش و سفر عزیزای من
چه عکسایی!
چه مناظری!
خوش بحالتون شده حسابی!
اون عکس اولی خیلی کارت پستالیه ندا جون!
همون خنده ی ناز وبی ریای ابوالفضلی!
قررررررربون برم نانازو


ممنونم
اونجا پف کرده شبیه خارجی ها شده
یه بوس گنده از عسلم